تبليغاتX
مدونة (قبیله آل کثیر) فی خوزستان

نیازهای مردم رحمت الهی هستند برای شما . امام حسین (ع)

 بشرب من الدلة و لو کلها سم

                                        

  توجه : کتاب جدید دوست عزیز آقای عبدالنبی قیم با نام پانصد سال تاریخ خوزستان منتشر شد.شایان ذکر است که در فصل سوم آن مبحثی با نام " قدرت یافتن آل کثیر " اختصاص دارده شده.علاقه مندان می توانند برای اطلاعات بیشتر لینک زیر را مشاهده کنند

http://www.akhtaranbook.com/bdes.aspx?_iss=9789642070138

قبیلة آل کثیر

                                                  بسم الله الرحمن الرحيم

 فاذا نفخ في الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتساءلون فمن ثقلت موازينة فاولئك هم المفلحون.

پس آنگاه كه نفخه صور قيامت دميد ديگر نسب و خويشي در ميانشان نماند و كسي از كس ديگر حال نپرسد پس در آن روز هر آنكه اعمالش وزين است.آنان رستگارانند.    

سوره مومنون آيات 101و102

قوم عرب از دير باز به اصل و نسب اهميت ويژه اي داده بطوري كه آن را به صورت علمي مجزا در آورده است به همين جهت امت عرب را ((امة نسابة)) ميگويند امروزه علم انساب يكي از مشكل ترين علومي است كه مورد توجه بعضي از محققان عرب قرار گرفته است.ولي دين مبين اسلام براي جلوگيري از نژاد پرستي و تفاخر و فضل فروشي استفاده از اين علم را در دو امر مهم خلاصه كرده است در اين مورد پيامبر عظيم الشآن اسلام ميفرمايد: ((تعلموا من النسب ما تعرفون به احسابكم وتصلون به ارحامكم))((علم نسب را براي شناخت دودمان خود فرا گيريد تا بتوانيد با خويشاوندان خود صله رحم داشته باشيد)) همچنين پيامبر اكرم در مورد نسب خود هميشه فرموده اند وقتي به معد بن عدنان رسيديد امساك كنيد و بعد از عدنان ديگر اجدادم را نام نبريد هر چند كه نسب شناسان مدعي بودند تا حضرت ابراهيم نام اجدادش را مي دانند ولي پيامبر بارها گفته است ((كذب النسابون )) يعني نسب شناسان دروغ گفته اند و بيشتر از عدنان را جايز نمي دانند.در اشعاري منسوب به امام علي (ع) در مورد نسب آمده است.

الناس من جهة التمثال اكفاء       ابوهم آدم و الام حواء 

فان يكن لهم في اصلهم شرف    يتفاخرون به فطين و الماء

مردم از نظر شكل ظاهري با هم برابرند پدر شان آدم است و مادرشان حواء.اگر در اصل و نسبشان شرافتي است كه مايه افتخار آنهاست همان آب و گل است.اينك كه به همت جوانان آل كثير وبلاگي تحت عنوان قبيله آل كثير(خنيفر) تاسيس شده است.اگر هدف از تاسيس آن بررسي تاريخ منطقه ما مي باشد مي تواند زواياي مهمي از تاريخ اجتماعي وسياسي و فرهنگي منطقه را بررسي كند همچنين در شناخت هويت فرهنگي و قومي تاثير بسزايي خواهد داشت اين كار قابل تحسين و در خور ستايش است و اگر خداي نكرده هدف قبيله گري و فضل فروشي باشد مي تواند ضربات سهمگيني به فرهنگ جامعه ما بزند.زيرا باعث مي شود كه بيشتر وقت خود را صرف گذشته ها بكنيم و حال و آينده را فراموش كنيم و فرزنداني را تربيت كنيم كه فقط بر استخوانهاي آباء و اجداد خود تكيه كنند و از خود هيچ چيزي نخواهند داشت كه به اين گونه افراد در جامعه ما انسانهاي ((عظامي)) يا استخواني مي گويند.و اين افراد عظامي افكار پوچ و پوسيده اي را در ضهن فرزندانشان القاء مي كنند كه باعث ناهنجاريهايي در جامعه ما مي شود.

دانشجويي براي من تعريف كرد كه وقتي در تهران درس مي خواندم يكي از بچه هاي خوزستان ورزشكار معروفي بود و در سطح كشور مطرح شد و همه بچه هاي خوزستان به او افتخار مي كردند.بر حسب اتفاق يكي از دانشجويان با آن ورزشكار تشابه فاميلي داشت.بچه ها از او سوال كردند آيا فلان ورزشكار با شما نسبتي دارد؟ گفت خير فقط مي دانم پدرش نوكر پدر بزرگ يكي از عمو زادهايم مي باشد!!!! دانشجويان به او گفتند : هر چند كه اين سخن به دور از ادب و نزاكت است ولي نشانه يك چيز است و آن هم تربيت غلط خانوادگي و افكار پوچ و پوسيده مي باشد كه خانواده ات در ذهنت القاء كردند.واقعآ اين افكارآن هم براي يك دانشجو مصيبت بزرگي است.زيرا اين ورزشكار فعلا مايه افتخار كشورمان است.و چه بسا در آينده به يك چهره محبوب جهاني مبدل شود ولي تو هنوز اسيرافكار پوچ و پوسيده خوانواده ات هستي؟

خدا رحمت كند شاعر عرب را كه مي فرمايد:

كن ابن من شئت و اكتسب ادبا                        يغنيك محموده عن النسب 

ان الفتي من يقول ها انا ذا                        ليس الفتي من يقول كان ابي 

((فرزند هر كسي كه مي خواهي باش و علم و ادب بياموز تا نفع آن تو را از حسب و نسب بي نياز كند))

 ((جوانمرد كسي است كه بگويد اين من هستم .نه اينكه بگويد پدرم بود)) آري امروزه بايد بپذيريم كه روزگار عوض شده است افرادي موفق هستند كه بتوانند خود را با عصر حاضر تطبيق كنند و از راه علم و دانش و كسب مدارج عالي موجب عزت و افتخار جامعه خود شود يا حداقل بتواند با كار و تلاش زندگي شرافتمندانه اي داشته باشند هر چند كه امروزه بلاي خانمان سوز اعتياد عزت و شرف خيلي از انسانها را تهديد مي كند.

من در ادامه اين بحث براي جواناني كه خواهان شركت در اين وبلاگ هستند نكاتي را به صورت خلاصه اشاره مي كنم.

1- قبيله آل كثير از قبايل اصيل عرب مي باشد در كتاب انساب العرب تاليف ((سمير عبدالرزاق القطب)) آمده است و من بطون البطنان آل كثير من بني غزيه بن ابي بن غنم بن حارثه ابن ثوب بن معن بن عتود بن حارثه بن لام.و هم بطون و افخاذ باديه و حضر و المشهور منهم قبيلتان:آل نبهان بطن و آل غسان بطن و انحدروا الا العراق في بني لام سكان العماره و كان لهم ملوك و صيت في القديم.و باز همين نويسنده مي گويد:و من بطون بني لام الفضول و يقال ان فضل و مغيره و كثير اخوه.

ودر جاي ديگر مي گويد: فمن البطنان آل كثير و آل مسعود و آل تميم و...و همچنين در كتاب هاي تاريخي بحث هاي زيادي در مورد قبيله آل كثير شده است.كه اميد وارم جوانان علاقه مند بتوانند بيشتر در اين مورد معلومات كسب كنند و اگر بتوانند تاريخ محلي و داستانهاي قديمي ؛ شعر؛ قصه؛ و هر اثر ادبي را جمع كرده به شرط اين كه اين داستانها باعث نشوند كه زخمهاي قديمي سر باز كرده و ايجاد حساسيت بين قبايل ديگر شود و براي ما بفرستند كمك شاياني در رشد و توسعه اين وبلاگ مي كنند.

2-قبيله آل كثير امروزه به صورت يك قبيله قومي در آمده است نه نژادي و همانطوري كه پژوهندگان مي گويند وجه تمايز نژاد و قوم در اغين است كه نژاد بيشتر به وراثت و روابط خوني تاكيد مي كند ولي قوم به روابط فرهنگي و اجتماعي و آموزش هاي بومي تكيه مي كند يعني قبيله آل كثير امروز فقط شامل فرزندان سعد و چريم و ناصر نيست و مثلآ اگر بگويند بيت چريم منظور فرزندان تمامي طوايف اصيل عرب كه در منطقه بيت كريم زندگي كردندو در تاريخ و فرهنگ اين منطقه نقش بسزايي داشته اند را شامل مي شوند و امروزه فرزندان اين طوايف كه به مدارج بالاي علمي رسيده اند مايه افتخار تمامي منطقه مي باشد.

3- عرب بودن فقط به اصل و نسب نيست جامعه شناس بزرگ عرب ((ابن خلدون)) مي گويد: من هو العربي؟ عرب كيست؟ و بعد جواب مي دهد العربي من تعلم لغه العرب و من تادب باداب العرب و من سكن بلاد العرب.يعني عرب كسي است كه به زبان عربي سخن بگويد و با آداب و فرهنگ عرب تربيت شود و در شهر هاي عربي سكونت گزيند.

متاسفانه بعضي از مادران تحصيلكرده ما با بچه هاي خود عربي صحبت نمي كنند و جواناني تربيت مي كنند كه نمي توانند به زبان مادري صحبت كنند كه محروميت اين جوانان از زبان عربي كه زبان قرآن و معارف اسلامي است گناهي نا بخشودني است كه نگارنده اين سطور سعي مي كند در مقاله اي جداگانه به بحث و بررسي اين مشكل بپردازد.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 13:0 توسط قاسم منصور آل کثیر |