تبليغاتX
مدونة (قبیله آل کثیر) فی خوزستان - بــلاكم كيف أنا أتحمل بــلاكم .. وأنا ورده وسط صحرا بــلاكم
        

            بــلاكم كيف أنا أتحمل بــلاكم .. وأنا ورده وسط صحرا بــلاكم

صحراء  

       

        ((نگاهي به بعضي افكارسنتي درقبيله آل كثيروقبايل ديگر))

 

موضوع اين مقاله درارتباط با  افكارسنتي عشيره؛ كه عده اي هنوزسخت با آن درتعامل هستند وتعدادي ازافراد عشايررا در وادي گذشته نگاه داشته است مي باشد . درابتدا مي خواهيم نگاهي به تصميمي كه عده اي ازافراد عشيره آل کثیر و در راس آن ها شيخ ملا طه در مورد كنار گذاشتن پذیرایی های بي رويه در مراسم عزاداري و سوگواري اقوام بيندازیم که مخالفت های فراوانی را در پی داشت و افراد بسیاری خود را درگیر موضوع كرده و خواستاربازگشت به  روال سابق شدند.

جناب آقای ملا طه دلایل فراوانی از جمله اصراف و تبذیر و... برای تصمیم خود ذکر نموده اند که ما فارغ از این هیاهو اصل موضوع را از چند دیدگاه بررسی می کنیم

 

از ديدگاه اسلام وسنت:

 

اين هزینه ها اولا از نظر اسلام اصراف مي باشد و اگر صاحب عزا اين هزینه را در راه كمك به ايتام و نيازمندان صرف نماید بسيار بيش از انچه متصور است اجر و خير و بركت دنيوي و اخروي نصيب متوفي و خانواده مرحوم مي شود.

از نگاه سنت نیز این موضوع به کلی متضاد با سابقه تاریخی اعراب می باشد زیرا مطابق روایات در گذشته بنا به توصیه یکی از اهل بیت همسایگان موظف بودند تا  چهل روز بعد از وفات متوفی خانواده او را اطعام کنند تا انها احساس فقدان عزیز خود را ننمایند. وقران کریم نیز به این موضوع در سوره مبارکه ماعون اشاره می کند که عده ای را به دلیل بی مهری با ایتام وعدم اطعام انان مورد مذمت قرار می دهد وحتی انان را تا درجه منکر دین تنزل می دهد. از نظر دیگر نیز می توان گفت که چون اسلام در قوم عرب متولد شد پس هر سنتی که اسلامی باشد عربی هم هست و قاعدتآ وقتی از دیدگاه اسلامی رد شود از دیدگاه سنت عرب نیز مردود می باشد.

در گفتگویی که با يكي از اقوام و شخصي از قبيله ديگر در اهواز داشتم  بر اين موضوع تاكيد مي كردند كه قبيله آل كثير مخالف سنت عمل مي كند و آداب و رسوم را رعايت نمي كند؛در جواب به آنها بايد گفت كه از سنت و رسوم عرب چه مي دانيد؟خود جواب اين سوال را ميدهم.سنت و آداب و رسوم عرب در موارد زير خلاصه مي شود.زبان عرب كه زبان قرآن و اسلام است كه لقب زبان مادر را به آن داده اند،لباس عرب،لباس ساده و بي آلايش مرد آن كه آن را با نام دشداشه مي شناسيم،كوفيه و عگال آن.عبا لباس زن عرب،تعصب عرب،يزله (هوسه)كه در مراسم جشن و عزاداري اجرا مي شود.انواع شعر(محلي و فصيح)قصه يا  افسانه(سوالف)لالايي ها (لول لوه)سوگ ناله ها(نعاوي)بازي هاي محلي(محبث)پاي كوبي(چوبيه)رباب ساز كهن عرب،شمشير،قهوه و دله آن همه و همه سنت عرب هستند مي بينيم كه غذاي عزاداري هيچ ربطي به رسم و رسوم عرب ندارد.سوال ديگر از آنان مي پرسم،چرا آنقدر كه نگران برداشتن غذاي مراسم سوگواري هستند نگران كم رنگ شدن آداب صحيح يزله(هوسه)در اين مراسمات نيستند؟

 

از ديدگاه اقتصادي :

 

غیر از این که باید بار هزینه های بی رویه را از دوش خانواده  متوفی برداشته شود باید به آنها مساعدت مالی نیز شود خانواده های زیادی را سراغ داریم که مدتها بعد از, از دست دادن یکی از اعضای خانواده خود هنوز بدهکار وام یا پول قرض برپایی مراسم سوگواری بودند.باید پرسید در این میان تکلیف خانواده های سرشناس یا به عبارتی ریش سفید که  توانایی اقتصادی ندارند و در میان سایر قبایل و عشایر محبوب و مشهور هستند چیست؟ بر فرض گوییم که هر که وضع اقتصادی خوبی ندارد مراسم نگیرد ولی هر که وضع اقتصادی خوبی دارد باید مراسم مجلل بگیرد.این کار نیز از نظر ما مردود می باشد؛زیرا مستضعف در مراسم متوفی خود احساس حقارت و خجالتی در برابر افراد دارا می کند.با این تصمیم درست غنی و فقیر یکی می شود و این شیوه و روش عزاداری  کم کم همانند یک رسم در بین افراد قبیله جا خواهد افتاد و مهمتر از همه عدالت اجتماعی را برقرار می کند.عامل دیگری که این افکار سنتی را رد می کند این است که:در گذشته هنگامی که کسی فوت می کرد از قبایل دیگر و عشیره های نزدیک تنها بزرگ آن عشیره یا شیخ آن قبیله به همراه چند نفر از بزرگان دیگر در مراسم حاظر می شدند و تعداد آنها محدود بود و صاحب عزا به راحتی می توانست از شرکت کنندگان در مراسم پذیرایی کند.ولی در حال حاظر به دلیل سهولت راه های ارتباطی تعداد بی شماری در این مراسم شرکت می کنند و جدا از پذیرایی از این افراد برای اکثر خانواده ها دشوارو کمر شکن است.

نگارنده این مقاله موضوعات دیگری را در آینده که نشان دهنده افکار سنتی عشیره می باشد را به رشته تحریر در خواهد آورد.

 

 

قاسم منصور

                                                         **************

                                                           ************

                                                            **********

 

 

النهوه العشائری

                                      

                                         النهوه العشایریه لا شرعیه!!!

متاسفانه موارد دیگری نیز از افکار سنتی هنوز در بین بعضی از خانواده ها به خصوص در عشایر ریشه دوانده که باعث می شود ضربات سختی به نسل جدید بزند و نسل جدید را نیز عقب نگه دارد.از جمله این افکار ضایع شدن حقوق زن و دختربوده که در این مورد نویسنده و محقق محترم جناب آقای عبدالنبی قیم در خلاصه کلام خود در مقاله نگاهی جامعه شناختی به زندگی و فرهنگ مردم عرب خوزستان این موضوع را به شکل زیبا بیان کرده که به قسمتی از آن اشاره می کنیم.آقای قیم در خلاصه کلام  می اورد که ((جامعه عرب خوزستان جامعه نیمه سنتی است زیرا بخش اعظم مردم ترجیح می دهند مناقشات و اختلافات خود را از طریق سازمان سنتی عشیره ای و فصل حل کنند. زن به نقش و جایگاه واقعی خود دست نیافته و بسیاری از حقوق او مورد تعرض واقع می شود.در برخی روستاها ؛دختران از حق انتخاب همسر محرومند و این حق از آن عمو زادگان است که برای او همسر تعیین کنند و یا او را تا پایان عمر بدون همسر نگهدارند.)) باید گفت که در بعضی از خانواده های عشایر هنوز زنان و دختران نتوانسته اند که به حقوق ثابت خود برسند حتی در انتخاب همسر اعتقاد بر این است که پیوند دختر عرب با پسر عمویش را در آسمان ها بسته اند و این در نظام کهن عشیره ای یعنی اعطای حق به پسر عمو یا پسر پسر عمو یا هر کس که در این مدار جای گیرد تا مالک الرقاب یا در واقع صاحب مجوز ازدواج دختر باشد.بی اجازه عمو یا پسر عمو یا بستگان پدر،دختر حق ندارد با کسی ازدواج کند و این در قاموس قبیله کفر شمرده می شود و کیفرش جنگ و جدال و آتش افروزی و گاهی قتل است.کافی است پسر عمو یا پسر عمو ها به خواستگار غریبه یا حتی پسر دایی اخطار کنند و او اصرار ورزد،حتی اگر پدر و مادر و خود دختر هم موافق باشند،خون ها ریخته خواهد شد،مگر اینکه ریش سفیدان و سیدان پا پیش نهند.عمو زادگان در این عرصه حق وتو دارند و بی رضایت آنان هیچ دختر عمویی نمی تواند ازدواج کند.گاهی شده که پسر عمو قدری انعطاف نشان می دهد و در برابر اخذ مبلغی،اغلب گزاف،از پدر یا خواستگار دختر،خود را کنار می کشد و اجازه ازدواج با غیر از خاندان را((توشیح)) می نماید.وگر نه پسر عمو با داشتن همسر هم می تواند دختر عمو را به عنوان هوو در گرو خود داشته باشد.این،به ویژه در میان خانواده های شیوخ سخت مرسوم است.چون شیوخ و البته نه همگی دختر به غیر از شیوخ نمی دهند. با توجه به تعاریف فوق نگاهی به تعریفی که یکی از شیوخ در رابطه مسئله نهوه دارد و در روز نامه الموتمر کشور عراق به چاپ رسیده است ٬می اندازیم : شیخ خلف خزعل الحلفی از شیوخ قبیله حلاف در عراق نهوه را اینگونه تعریف می کند:النهوه رسمی عشایری می باشد که از گذشتگان به ارث رسیده و معنای آن بی اعتبار شدن (از رسمیت افتادن)پیمان زناشویی بین زن و مرد،به سبب اعمال نهوه از جانب پسر عموی عروس می باشد که اعمال این رسم ناشی از کینه نسبت به مرد پیشه گرفته برای ازدواج یا کینه نسبت به خانواده عروس می باشد.شیخ طعمه خزاعی از علمائ دین در رد مسئله نهوه،عقد ازدواج را اینگونه توصیف میکند :عقد ازدواج از عقدهای توافقی است که مشروط به توافق طرفین و اعلام صریح آنان در مجلس عقد می باشد.لکن دیری است که با تطور جامعه و رواج اندیشه های پیشرو و انسانی،برخی از شیخ زدگان این سنت برتری جویی را زیر پا نهاده اند و از غریبه ها و غیر شیوخ زن می گیرند و حتا در بین متطورین عرب در شهرهای بزرگ بخصوص اهواز در مرحله ای رسیده اند که مقام زن را به جایی رساندند و پا را از این فراتر نهادند و با انتخاب 3 زن در صدر شورای شهر اهواز نشان دادند که بر خلاف آوازه گری  عرب ستیزان و افکار سنتی عشیره،بیش از هر جماعت دیگری در این دیار به زنان و خواهران و مادران خود احترام می گذارند.دایره عمل سنت زشت نهوه در روستاها بیش از شهرهاست یا دست کم در شهرها،فرهیختگان و روشنفکران این رسم را بر نمی تابند مگر روشنفکران با ذهنیت عشایری.و حتی در بعضی از خانواده ها آوردن نام دخترشان را در جلوی افرادی که کمی فاصله خانوادگی دارند امری زشت تلقی می کنند در صورتی که در زمان اسلام پیامبر و ائمه زنان خود را به اسم و نه با نام مستعار و کنیه صدا می کردند کما اینکه همگی، اسامی زنان پیامبر و حتی ائمه را می دانیم و حتی روایاتی وجود دارد که ذکر می کند زنان هم پای مردان در لشکر کشی سپاه اسلام حضور داشتند و حتی فرماندهی سپاه و اداره شهر را به آنها می دادند همچون سوده که از جانب امام علی (ع) مسئول اداره شهر خود شد. اگر لحظاتی در تاریخ گذشتگان نیز با تامل سیر کنیم می بینیم که در زمان قبل از اسلام زنان بدوی خود همسران خود را انتخاب می کردند و حتی پادشاهی می کردند مانند بلقیس ملکه قوم سبا که نامش در قرآن آورده شده و زنوبیا(زینب)در سوریه.از جمله دیگر آزادی های زنان میتوان به سخنرانی ها و خطبه های مشهور حضرت زینب اشاره کرد.همه مواردی که اشاره شد شهادت بر این میدهند که مقام زن و دختر در قبل از اسلام و زمان اسلام آزادی آنها به مراتب خیلی بیش از زنان و دختران عشایر در حال حاظر می باشند.در دنیای سیاست نیز زنان امروزی از خیلی از رجال سیاسی پیشه گرفته اند همچون شیرین عبادی در ایران ؛نجمه حمید در اهواز؛بی نظیر بوتو در پاکستان و کاندولیزا رایس و آنجلا مرکل و .. در خارج از کشور.به نظر ما دلیل کم رنگ بودن فعالیت زنان و دختران عشایر در مسائل فرهنگی و سیاسی و..همین افکار سنتی و پوچ می باشد که جلوی قدم برداشتن این قشر را در کلیه مسائل گرفته و حتی گاهی دیده می شود عده ای از دختران به دلیل همین تعصبات از قوم خود فاصله می گیرند و تمایلشان به اقوام دیگر بیشتر می شود.

 

قاسم منصور

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 16:44 توسط قاسم منصور آل کثیر |