تبليغاتX
مدونة (قبیله آل کثیر) فی خوزستان -

 

                   تاریخ آل کثیر

 

 

 

 

 

حیاکم الله

 

 

 

           مطالب زیر برگرفته از کتاب تاریخ عشایر عرب خوزستان از آقای یوسف عزیزی میباشد.

 

 

آل كثير

آل كثيركه به لهجه محلي بدانان ((آل چثير)) نيزمي گويند ازقبيله هايي است كه درنخستين سال هاي بنياد گذاري خاندان مشعشع به اين منطقه آمدند. آنان مدتي دراهوازدرحاشيه رود كارون مي زيستند وسپس درمنطقه جنوب شوشترودزفول وشمال رودخانه هاي كرخه ودزمسكن گزيدند. آل كثيرطي درازناي تاريخ- بسته به استواري يا ضعف حكومت مركزي- قدرت يافته بارها برشوشترودزفول دست يافتند واميرنشين آل كثيررادرخاورخوزستان پديد آوردند. اميرنشين جنگ هاي بسياري با اميرنشين مشعشع داشت كه گاهي غالب و گاهي مغلوب آن ميشد.مهمترين رخدادهاي تاريخي ميان اين دو امير نشين را ياد آور مي شويم:1-در سال ((1111.ه)) مولا هيبت از فرمانروايان حويزه به قصد پناهندگي نزد اميرنشين آل كثير به شوشتر رفت.آل كثير به وي ياري رساندند.قبيله هاي حويزه كه وضع را چنين ديدندمولا فرج الله هماورد وي را تنها گذاشتند.

2-در سال ((1161.ه))قبيله آل كثير بر زد مولا مطلب بن محمد قيام كردند.مولا موفق به سركوب قيام نشد و با آنان در ((سرخكان))در نزديكي شوشتر رو به رو شد.پس از نبردي خونين مولا مطلب عقب نشست و به حويزه باز گشت و آل كثير بر شوشتر و دزفول دست يافتند.

3-مولا مطلب در سال((1165.ه))بار ديگر با لشكريان آل كثير رو در رو شد.آل كثير در آن هنگام شوشتر و فرمانرواي آن شهر ((عباس قلي خان))را در محاصره خود داشتند.پس از شنيدن خبر لشكر كشي مشعشعيان شوشتر را ترك كردند و به مصاف آنان شتافتند.اين جنگ 4 ماه به درازا كشيدكه سرنجام هيچ يك ازدو طرف به پيروزي دست نيافتند و مشعشعيان مجبور به بازگشت شدند.آل كثير در اين دوران ملوك الطوايفي تلاش داشتند با جنگ و نبرد با امير نشين هاي همسايه قدرت خود را تحكيم بخشند اما نه آل كثير نه بني طرف هيچ گاه نتوانستند مانند كعبيان يا مشعشعيان حكومتهايي استوار با نهادهاي ويژه يك دولت_حكومت زندان يا نهادهايي حقوقي و قانوني كه لازمه آن است به وجود مي آورند.در مورد آل كثير دوره كوتاه فرمانروايي شيخ حداد را بايد مستثني كرد.آل كثير به هنگام برپايي امير نشين كعب با شيوخ اين امير نشين يعني البوناصر كه در منطقه دورق فرمانروايي داشتند بارها جنگيدند و از گسترش امير نشين آنان ممانعت كردند.سيد احمد كسروي در تاريخ پانصد ساله خوزستان مي نويسد:در سال ((1265 ه_1849م))همزمان با قدرت يافتن حاج جابرمرداو_پدر شيخ خزعل_در فيليه.شيخ حداد بن فارس رئيس قبيله آل كثير خود را پادشاه شوشتر و دزفول خواند و فرمانبردار شيخ جابر نشد.همزمان شيخ ((مهاوي))رئيس قبيله بني طرف و شيخ طلال رئيس قبيله باوي نيز فرمانروايي آغاز كردند.اما شيخ خذعل فرزند حاج جابر كه قدرت بسياري يافته بود همه اين قبايل را به زير سلطه خود در آورد و شيوخ نا فرمان را به زندان انداخت يا سركوب كرد. قبيله آل كثيردرجنگ اول جهاني- همچون قبيله هاي بني طرف بني كعب زرگان وباويه- به فتواي علماي نجف دركنارتركان عثماني قرارگرفتند وبرضد انگليسي هاجنگيدند. ترهاي اين قبيله فراوان اند .افراد اين قبيله درروستاها به كشاورزي و دامداري مشغولند .

بخش اعظم كارگران طرح نيشكر هفت تپه وكار خانه هاي وابسته به آن را افراد اين قبيله تشكيل مي دهد. علامه دهخدا دو عشيره (( عنافجه )) و (( ضياغم )) ضيغمي ها را جزو قبيله بزرگ آل كثير آورده است . سه خاندان عمده ديگر آل كثير (( بيت سعد )) (( بيت كريم )) يا چريم و (( بيت ناصر )) هستند. طايفه خنيفري وابسته به بيت كريم است و خنيفرجد اين خاندان است.شاه حداد از خاندان (بيت سعد)بود.تيره هاي بيت كريم عبارتند از الف بيت مشعل ب بيت عبدالشيخ ج بيت امساعد السحاب د بيت غانم الشبيب عشيره هاي وابسته يا هم پيمان با بيت كريم:1-ديالم 2-زبيد 3-نيس 4-البوحمدان 5-بني نعامه 6-كرخيه 7-صعابره 8-ملايين

 

 شعری از یکی از شعرای آل کثیر در کتاب قبایل و عشایر عرب 

  

از شاعري از آل كثير:

گلت چمدوب انحب و اصب دمع البيابي و كت

                            او چمدوب نگضي العمر ما بين كيت ال و كت

او چمدوب فرس العزم اجذب رسنه و كت

                             صعبه و تدري الصعب يا صاح روضه كلف

الزلم ما هم سوا گالوه واحد كلف

                             واحد اتشوفه امحني كالدال

و آخر كلف مرفوع هامه و لادنگ الراسه الوكت 

 

 

بنا به روایاتی از بزرگان آل کثیر و همچنین اکثر کتب تاریخی

 

(عبدالخان يكي ازفرزندان شيخ فرج ودرواقع كوچكترين فرزند وي بود كه چون مادرش ازقبيله آل كثيربود به رياست عشايربني لام تعيين گرديد. آل كثيرازهمسايگان بني لام به شمارمي روند.آنان ازتبارقحطاني وجايگاهشان ازراهرمزتا شوشتروكرخه عليا تا دامنه هاي كوهستان وعبدالخان گسترده است.)

.

.

.

((بني ساله فرزندان ساله پسرعبدالرحمان ابوسعيد پسرسمره پسرعبد شمس پسرعبد مناف اند وساله برادركثيرنياي قبيله آل كثيراست))

 .

.

.

 

 عنافجه

(عشيره عنافجه ازقبيله آل كثيراست. آنان درناحيه اي به نام ((يكا ويه)) – ازتوابع اهواز- ودركناررود خانه دزوبه فاصله حدود ده كيلومترازرود خانه كارون- سكونت دارند.عنافجه به كشت گندم دامداري وباغداري اشتغال دارند. عشيره عنافجه به سركردگي بزرگان عشيره نبرد سختي راعليه رضا خان پيش بردند.)

.

.

.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

انواع نام هاي خوانوادگي كه عشاير آل كثير به صورت اختياري ياغيراختياري انتخاب كردند عبارتند از:

آل كثير*حيدري آل كثير*خنيفر*خنيفري*ناصري*ناصر*سعدي*سعدي آل كثيرمطلق زاده*بني سعد*بنياني*كثيري*مساعد*خنفري *جم

 

 

بنا به گفته هاي حاج عزيز ابو اهليل از ريش سفيدان بيت سعد از شاخه بيت فارس ميباشد طي ملاقاتي كه با ايشان در منزل شخصي شان در بيت كريم داشتيم و كمك فراواني در مورد ويرايش شجره عشيره بيت سعد به ما كردند.اشاره اي به آل كثيري هايي كه از موقعيت جغرافيايي عشيره خود فاصله گرفتند و آل كثير اطلاعات كمي در مورد آنها دارد عبارتند از:

بيت الحوم در خرمشهر و اطراف آن (الحوم بن گاطع بن سعد) و فرحان از نسل اچليب بن سعد بن سلطان بن سعد بن خنيفر كه به بصره مهاجرت كرد.

 

حاج شيخ ملا طه نير در اين باره گفتند:

 

عبد علي  لفته بن سحاب بن سالم بن حرب بن كريم بن خنيفر نيز به عراق رفته و هيچ اطلاعاتي از نسل اين شخص  در دسترس عشيره نيست. 

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 19:2 توسط قاسم منصور آل کثیر |