تبليغاتX
مدونة (قبیله آل کثیر) فی خوزستان - اسب های آل کثیر و شیخ حاجات


                                            اسب های آل کثیر

خیول آل کثیر

اصیل عرب

بنا به گفته ها، اسب اصیل عرب به هفت شاخه تقسیم می شود.که هر شاخه آن نیز دارای زیر مجموعه ای میباشد.

الکحیلات که به دو تیره الکحیلت العجوز و الکحله تقسیم میشود.الصگلاویه که به دو تیره جدران و معمولی تقسیم میشود.الوذنه که به وذنه خرسان و نوع معمولی تقسیم میشود.المعانگ(المعانق)که به دو تیره المعنگیه و الجرجری تقسیم شده.الحمدانیه. والشومه که به دو تیره سباح و معمولی تقسیم شده.الجلفه(الیلفه)

در میان قبایل عرب خوزستان قبیلة آل کثیر از جمله قبایلی است که در پرورش اسب در خوزستان نقش به سزایی ایفا کرده و توانسته است اسب های اصیل عرب را از نوع الوذنه خرسان در عشیره بیت کریم و الحمدانیه را در عشیره بیت سعد پرورش و نگهداری کند.ازشیوخ پرورش دهنده و اسب دوست آل کثیر می توان شیخ سالم(که ماجرای اسبش را در وبلاگ به نظر رساندیم) ،شیخ علی بن غافل،شیخ خلف بن حیدر و حاج علی گشتل از عشیره بیت کریم و شیخ اسد،شیخ بندر،شیخ فرحان و شیخ حاجات را از عشیره بیت سعد می توان نام برد.

شیخ حاجات           

 

                       شیخ حاجات

در سال 12/12/1305 در روستای شاه ولی از توابع شوشتر به دنیا آمد.وی در سن 20 سالگی بنا به مشکلاتی به روستای گلگه نقل مکان کرد.شیخ حاجات در همان سنین جوانی به اسب و سوارکاری علاقه فراوانی داشت.تا آنجا که در سن 40 سالگی اسب ها را مورد تایید قرار میداد و به تخصص کامل در زمینه اسب و اسب داری رسید.ایشان شهرت خود را نه فقط در زمینه اسب بلکه در بین عشایر به عنوان شخص صلح طلب بود و تمام عظم خود را در حل مشکلات و اختلافات بین عشایر جذم میکرد و همین عامل سبب شهرت بیشتر وی از شمال تا جنوب خوزستان شد. وی در تاریخ 17/10/1381 دار فانی را در شهر شوشتر وداع گفت.شیخ حاجات علاقه فراوانی به اسب های کحیله داشت و از جمله اسب معروف ایشان میتوان به حداد اشاره کرد. .بد نیست که در اینجا قطعه شعر ابوذیه ای که شیخ احمد صالحی در یکی از مراسم فاتحه خوانی اطراف شوش در وصف شیخ حاجات و در مقابل حضار و قبل از سلام کردن با شیخ آن را سرود را بیاوریم .

اجل طرفک عمانطرفی تجلی

وضیمی ابلیل المصمر تجلی

اکبر لو علل شخصک تجلی

ایتخایی البدر حد بل وطیه.

از جمله قطعه شعر ابوذیه ای که شیخ احمد صالحی در وصف اسب سروده اند می توان به شعر ذیل اشاره کرد

یا خیلی اعلا الخصم شلنی وغیری

و زیحی حکم کل ظالم وغیری

جفنی ما غفی علی الضل وغیری

ینام اعلی الهضم خوف المنیه

در ملاقاتی که با آقای هتو در تاریخ 25/09/1387 داشتیم ایشان در پاسخ به سوالات ما این گونه گفتند،لازم به ذکر است آقای هتو سعدی آل کثیر برادر کوچک شیخ حاجات می باشد.

تاریخچه اسبهای حمدانی سمری شیخ حاجات به چه زمانی برمی گردد؟

تاریخچه اسب های شیخ حاجات از شیخ کویت:شیخ مبارک صباح به شیخ خزعل و سپس به جد شیخ حاجات مرحوم شیخ فرحان هدیه داده شد و سپس به فرزند ارشدش مرحوم شیخ بندر و سپس به مرحوم شیخ حاجات رسید.

لازم به ذکر است که مرحوم شیخ حاجات از نژاد این اسب که همان حمدانی سمری می باشد به آقایان سردار محتشم و رضاخان مستوفی داده است.

آیا از اسبهای سلیمی(نر)و مادیان های بزرگ و اولیه ی شیخ حاجات اطلاعی دارید و دارای چه نام هایی بودند؟

از اسب های سیلمی(نر)و همچنین مادیان های اولیه شیخ می توان سلیم را نام برد که پدر سلیم شراک بوده و مادر سلیم حمدانی بنام لیلا می باشد که از نسل سلیم می توان اسب سلیمی(نر)معروف بنام حداد را نام برد و از نسل حداد فلک الفلاک سیلمی(نر)؛قسمت(مادیان)؛ذاکر(سیلمی نر)که مادشان حمدانی معروف غمگین می باشد.

اطلاعات مختصری در مورد حداد:

اسب سیلمی(نر)بنام حداد از اسبهای مرحوم شیخ حاجات بوده که رنگ هر دوی آنها به زبان عربی(اشگر)یعنی رنگ قرمز مایل به قهوه ای بودند؛و نژاد هر دوی آنها حمدانی سمری بوده است که از اجداد شیخ حاجات به وی رسیده اند؛حداد هم؛همرنگ پدر و مادر خود بوده و دارای پیشانی سفید و دو قلم سفید تا زانو بوده است.

حداد تا سن 7 سالگی نزد مرحوم شیخ حاجات بوده و بعد از آن به خانم مهری قره گوزلو(همسر مرحوم مجید خان بختیاری)که در آن زمان بنیان گذار تاریخچه ی اسب اصیل عرب در کشور بود داده شد.سن مرگ حداد دقیقآ ذکر نشده و کسی بطور دقیق از مرحوم شیخ حاجات نشنیده است که حداد در چه سنی مرده است.قایل ذکر است که حداد در تهران نزد خانم مهری قره گوزلو مرده است.

اسبهای حمدانی شیخ در کجا متولد و پرورش داده شدند؟

در روستای گلگه که سابقا روستای مرحوم شیخ بندر بوده پرورش داده شده اند و بعد از آن در روستای شیخ حاجات نزد خود شیخ پرورش داده شده اند.قابل ذکر است که در زمان پدر شیخ حاجات غذای این اسبها از شیر شتر و جو بوده است.

آیا در حال حاظر اسبهای سیلمی(نر)و مادیانهای معروف حمدانی سمری با سن بالایی وجود؟این اسب ها نزد چه کسانی هستند؟بله در منطقه شهرستان شوشتر نزد خانواده مرحوم حاج عبدالحسین مکوندی که ساکن شهرک چمران می باشند،هستند و همچنین در روستای شیخ باقر که برادر شیخ حاجات می باشد نزد خانواده حاج عبدالحسین سعدی می باشند.که از اسب های معروف این روستا را میتوان ابن سمیه را نام برد.

لازم به ذکر است که مرحوم شیخ حاجات اسب های خود را به دلیل مشکلات خاصی بعد از انقلاب به خانواده ی حاج عبدالحسین سعدی واگذار کرد تا به نگهداری از آنها بپردازند که تا حال در نزد ایشان می باشند.

نام اسب ها و مادیان های اولیه شیخ:

(پدر)شراک + لیلا حمدانی(مادر) = سلیم(پدر) + هرازو(مادر) = حداد(پدر) + غمگین(مادر )= فلک الفلاک و قسمت و ذاکر.

این اطلاعات برگرفته از برادر کوچک مرحوم شیخ حاجات،شیخ هتو سعدی آل کثیر می باشند،که ساکن شهرستان شوشتر هستند.

روایت

شیخ حاجات به دنبال حمدانی خود

داستانی که از ریش سفیدان آل کثیر از شیخ حاجات به ما رسیده این چنین است که روزی شیخ حاجات برای دیدن اسب خود به تهران میرود و در این سفر ملاقاتی با خانم مری داشته.شیخ حاجات از خانم مری درخواست کرد که حمدانی ای را که چند سال قبل به او داده را بیاورد.خانم مری به او گفت که حمدانی شما فوت کرده و تنها کره ای از او مانده، که آن کره را نیز به یکی از استبل داران در یزد فروختم.از آن جایی که شیخ علاقه زیدای به حمدانی خود داشت تصمیم به رفتن به سمت یزد میگیرد.شیخ حاجات بعد از رفتن به یزد و پیدا کردن آن استبل به صاحب استبل می گوید که من کره حمدانی ای را که خانم مری به شما داده را می خواهم.صاحب استبل در جواب می گوید که آن حمدانی را خریده ام و متعلق به من است،سرانجان بعد از کمی گفتمان بین شیخ و صاحب استبل،صاحب استبل به شیخ شرطی را پیشنهاد میکند و به شیخ می گوید: اگر که اسب خودت را از دور توانستی تشخیص دهی آن اسب مال تو میشود و تنها با این شرط است که می توانی اسبت را از من بگیری.شیخ در جواب به شرط صاحب استبل می گوید:من شرط شما را قبول می کنم و حتی میتوانم اسب خود را نه فقط از فاصله دور بلکه از پشت سر نیز تشخیص دهم.صاحب استبل اسب ها را به صف کرد و برای آنها علوفه گذاشت تا پشت به شیخ به علوفه خردن بپردازند.در این حین شیخ با مکثی کوتاه به کره حمدانی خود اشاره کرد و صاحب اسطبل جا خورد و با تعجب به شیخ گفت اسب مال خودت است.

ضرب المثل های عربی در مورد اسب

در میان ژانرهای مختلف ادبیات شفاهی،ضرب المثل یا مثل و غیره جایکاه ویژه ای دارد زیرا مثل بیان موجزترین دانش ها،بینش ها،حکمت ها و عقاید یک قوم یا ملت است که با تمسک به مولفه های خاص منطقه ای ابراز می گردد.از همین رو نسبت به سایر ژانرهای ادبیات شفاهی ویژگیهای بوم شناختی آن نمایان تر است.در مثل ها معمولآ از تعابیر،استعارات،کنایه ها و مجازهایی،استفاده می شود که به گونه ای مستقیم با وضعیت جغرافیایی،معیشی،فرهنگی،تاریخی یک قوم یا مردمان ساکن یک منطقه مربوط باشد.به همین دلیل امثال مردم کوه نشین با صحرا نشین متفاوت است.همین تفاوت را میتوان در میان مردمی که در کنار دریا زندگی می کنند و از این راه معیشت خود را میگذرانند با گروههایی از انسان ها که با دریا بیگانه اند مشاهده کرد.سرزمین ایران به دلیل تکثیر فرهنگی قومی،زبانی،مذهبی و تنوع نظرگاه جغرافیایی خود،دارای گنجینه منحصر به فردی در این زمینه است.با عنایت به مطالبی که در فوق آمد و با توجه به تکثر اقوام ایرانی می باید به مثل های دیگر اقوام نیز در زمینه های دیگر خاصة اسب توجه شود،عرب که از قبایل و عشایر مختلف تشکیل شده است،در جنوب و جنوب غرب کشور ایران زندگی می کنند دارای اسب هایی با نژاد مشهور عربی هستند و تعداد زیادی مثل هم درباره این حیوان دارند که گزیده ای از آن به فارسی ترجمه شده و به نظر شما میرسد. .

الخیل عثاره والیاوید غفاره

الخیل بلمیدان والتفگ بالنیشان

فرسک غایره

الفرس نفس الفرس بس ایلالها امبدل

لو بیها لو برچابها

بعده ما رکب هز ارلیه

بعه ما شراله احصان حطله معلف

بلزلم ریال و بالخیل خیال

تعارکن الخیل صار فگر سایس

سالو البغل یا هو ابوک گال خالی الحصان

سواله معلف گبل الفرس

فرسنه یابت احصان او کلتهه

لسانک حصانک ان صنت صانک وان هنته هانک

مثل خیل(اطریدش)

مو هاذ بیت الفرس

مثل احصان القچقچیه

چنه اشگر تایه

اسب های خیر و شر در قبایل عربی از جمله آل کثیر

اسب های شر و خیر را از روی نشانه و مشخصاتی که در بدن آنها وجود دارد می توان تشخیص داد مثلآ پیچ هایی که در قسمت های مختلف بدن اسب دیده می شود.پیچ موهای مختلف تحت نام های مختلف در بین قبایل عرب خوزستان بخصوص قبیلة آل کثیر وجود دارند که در ادامه به تفصیل این نام ها خواهیم پرداخت.اگر یک جفت پیچ مو در پیشانی دیده شود و فاصله بین آنها کمتر از یک بند انگشت باشد و یا در واقع اگر انگشت شصت را بین این دو پیچ قرار دهیم و این فاصله پوشانده شود نشان دهنده آن است که این اسب خطری ندارد ولی مکروه می باشد.ولی اگر فاصله بین این دو پیچ زیاد بود یعنی بیش از یک انگشت بود این نوع اسب خطر دارد.نام این دو پیچ را ساعد و وبش گویند.نکته مهم این است که اگر ساعد در پیشانی تنها بود،این اسب خیر می باشد.ساعد را می توان از بزرگی پیچش تشخیص داد و همینطور خطی دارد که به سمت بالای پیشانی یا کاکل اسب کشیده می شود.در ضمن باید گفت که پیچ وبش هیچ وقت تنها دیده نمی شود و مکانش نیز ساکن است.

پیچ موی چثاحیه: پیچ موایست خطرناک که در انتهای موهای پیشانی اسب در می آید.که از وسط این پیچ مو،موهای نوک می زنند و شبیه به کاکل کبوتر می باشد که عرب های خوزستان آن را چثاحیه گویند.

پیچ موی ذباحیه: شامل دو پیچ موی می شود که در قسمت اتهای گردن،یکی در چپ و دیگری در راست قرار دارند و به روایت قبایل عرب:اگر این اسب که دارای پیچ موی های زباحیه می باشد را در کنار گوسفند و گاو و هر حیوان حلال گوشت قرار دهیم بعد از مدتی آن حیوان به دلیل شوم و مکروه بودن این اسب تلف می شود.زباحیه در لغت عربی به معنای (سر بریدن)می باشد.

پیچ موی شگ زیج: این پیچ مو که در قسمت پایین گردن و به سمت سینه وجود دارد نیز از جمله پیچ موی های خطرناک و شوم می باشد که به روایت عرب گویند که اگر این اسب در خانه ای باشد روزی می رسد که مادر خانه به دلیل مرگ پسر بزرگ یا پدر خانواده یخه خود را پاره می کند،در لغت عربی شگ ضیج به معنای(پاره کردن یخه)می باشد.

پیچ موی ارماح یا نیزه: دو پیچ موی دراز کنار یال اسب که اگر در کنار گوش اسب باشند خیر می باشند،ولی اگر رو به کمر باشند،سوارکار این اسب همیشه بد شانس خواهد بود.

دو پیچ موی حضانات:اگر در بین بازو و سینه اسب دو پیچ موی بلند وجود داشت آن اسب باعث افزایش رزق می شود.حضانات در لغت عربی به معنای بقل کننده می باشند.

پیچ موی اسمیچه یا ماهی: اگر این پیچ موی که شبه به ماهی می باشد در زیر شکم اسب وجود داشت،نشان دهنده آن است که علارقم خیر بودن اسب،باعث خنسی شدن دیگر موهای بدن اسب نیز می شود.

سوالف عشایر عرب خوزستان

اگر کسی قصد انجام دادن کاری و رفتن به جایی را داشته باشد و در مسیر خود اسبی زرد رنگ پیشانی سفید و یا چهار قلم سفید یا کهر چهار قلم سفید را دید،کار آن شخص انجام نمی گیرد.و همچنین اگر شخصی اسبی سیاه یک دست و یا کهر یک دست دید نیز مکروه و شوم می باشد.کهر در لغت عربی به معنای قرمز می باشد.

بنا به روایاتی،گویند که بعد از به شهادت رسیدن امام حسین(ع) در واقعه کربلا،عده ای از اسب ها در حال حمله به جسد امام حسین(ع) بودند که نرسیده به جسد متوقف شدند و برگشتند،اما عده ای دیگر حدود 9 یا 10 عدد از اسب ها،که خیلی هم بی رحم بودند به سمت جسد امام حمله کردند،و بر روی جسد میرفتند،که در روایت آمده به آن اسب ها اعوجی می گویند،عده ای معتقدند که اسب های با پیچ شر از نژاد اعوجی می باشند،که از این اسب های اعوجی در گذشته برای شکار شیر می رفتند و بسیار قوی و جسور بودند.

با تشکر فراوان از اسکندر سهراب خنیفر و مهدی حاج ملا عزیز هلاکپور که ما را در گردآوری این مطالب یاری مینمایند.

قاسم منصور

صفحه نخست وبلاگ قبیله آل کثیر

alkasir.blogfa.com

                         *************************************************

 

                          (نبذه عن حياة العلامه الشيخ طه آل كثير) خطيب واديب

هو الشيخ طه ابن الشيخ مجيد الحاج سلطان بن علي الغافل ولد في قرية

خلف الحيدر(مدينة الحر) الحاليه من توابع قائم مقامية شوش دانيال في يوم 11/6/1327هجري شمسي ونشاء في اسرة عريقه من قبيلة آل كثير كان جده الحاج سلطان العلي من زعماء القبيلة وله مكانة سامية في قلوب الناس من قريب وبعيد وكان بيته بيت علم وادب واخلاق وايضا كان ملاذا للمظلومين والمحرومين ومازالا الي يومنا هذا نسمع حكايات من الشيبة عن اخلاقه وسلوكه وتواضعه فترك سيرة حسنه واسرة كريمه نشاءت فيها كثير من رجال العلم والخطباء امثال الشيخ مجيد والد الشيخ طه وكان رحمة الله عليه من اعلام المنبر الحسيني يعرفه سكان البلاد0

بداء الشيخ طه قرائة القران في المكتب وهو في السادسة من عمره ولم تكن المدارس الكلاسيكيه الحكوميه موجودة في القري والارياف آنذاك ثم بعدها دخل المدارس الحكومية في مدينة الشوش ودزفول وفي سن الثامنة عشر توفي والده الشيخ مجيدرحمة الله عليه وبعدوفاته دخل الحوزه العلميه في مدينة دزفول وبداءبقرائة كتب النحو والصرف والمعاني والبيان وكتب الفقه واصول الفقه والمنطق وحرر بعض الدروس خاصه (الصرف) ووفقه الله عز وجل ان يكون من خدام المنبرالحسيني واصبح بحمدالله ممن يشار اليه با لبنان ونظم الفصحي والدارجه المسماة بالشعبيه وله ديوان من الشعرباللغة الدارجه لكنه لم يوفق لطباعته كما ترجم بعض الكتب مثل كتاب (جاءالحق) للعلامة السيد علي الكمالي الدزفولي وهو كتاب يرد فيه المؤلف علي بعض الذين يثيرون الشبهات حول شخصية النبي الاكرم (ص) وقدكتبه المؤلف باللغة الفارسيه فقام الشيخ بتعريبه غير انه لم يوفق لطبع الكتاب لظروفه الخاصه التي لايريد ان يبينها لاحد0سافر الي الكويت والقي بعض المحاضرات وطلب منه البقاء غير انه فضل ان يكون في خدمة ابناء وطنه ونشر الوعي لشريحة الشباب المثقفين لمعرفة الثقافة الدينية وخدمة الشعائر الحسينيه0

اما اليوم اصبح الشيخ طه خطيبا شهيرا علِِِِي مستوي المحافظة كلها علي الخصوص في مدينة شوش دانيال وضواحيها يشارك الشباب المثقف في محاضراته ويحاول الشيخ ان يتكلم باللغة العصر قريبا الي نفسيات الشباب ونفسيات الجماهير ويقدم العلوم الاسلاميه كزاد ثقافي وعلمي وادبي واجتماعي ويحث الشباب المسلم علي تاسيس الاسرة وبناء المجتمع المؤمن الواعي وتحمل المسؤلية في تربية الجيل الصاعد0وربما تبحر الشيخ في التاريخ والادب العربي والفارسي والتاكيد علي الحضارة العربية الاسلاميه وامجادها العمرانية والثقافية والحضارية التي جعلت منها في يوم من الايام مركزاحضاريا عالميا لامنازع ولامنافس لها0هذه النظريات شجعت الجيل الصاعدالمتعلم من الشباب للحضوربكثافة في المحاضرات0ثم بعد المحاضرات تبداء الشباب بطرح اسئلتهم الثقافية والتاريخية والمذهبية ويدور نقاشا بناء وفي الحقيقة هذه النقاشات تعبر تعبيرا صادقا عما يجيش في صدر كل شابا عربي باحثا عن ذاته ووجوده ويستقبل الشيخ الاسئلة والاطروحات بسعة صدر ويرحب بهم وافكارهم ويناقشهم بطريقة علمية ومنطقية هادئه0اما القصه في محاضرات الشيخ فلها جذابيتها وتاثيرهاعلي المستمعين فنري الحاضرين يسمعون القصة بكل وجودهم ثم يتنا قلونها الي ذويهم واصدقائهم وهكذا صارت محاضرات الشيخ مورد اهتمام الجميع تناقش فيها هموم الناس ومشكلاتهم الاجتماعيه مستلهما من القران الكريم والاحاديث النبويه وعلوم اهل البيت(ع) باسلوب علمي ومنطقي وبعيدا عن الخرافات والتعصب الاعمي0 مثلا الصعوبات التي كانت الناس تعاني منها

في مراسم التابين(الفواتح) من التبذير والاصراف وطبخ(المفطح)وغيرها التي وصل الامر في بعض الاحيان الي بيع بيوتهم وممتلكاتهم لاجل هذه السنن التافهه0واجهها الشيخ بكل شجاعه وعاني كثيرا من بعض المتعصبين ولكن استمرفي منهجه واستطاع ان يقنع اكثر القبائل العربيه لترك هذه السنن التافهه0

وفي الختام نهدي لعشاق الادب العربي اول قصيده نظمهاالشيخ قبل اكثر من ثلاثة عقود في اللغة الفصحي وهي (الاهواز في عصرهاالحاضر) تطرق فيها لشخصية المرجع الديني العلامه الشيخ محمد الكرمي وذكرمؤلفاته ولما قراءها العلامه آنذاك اضاف بخطه بعض مؤلفاته الاخري التي لم يذكرها الشيخ في قصيدته وشاءت الاقدار ان يقراءها مرة ثانية في مراسم تابين العلامه رحمةالله عليه بعد ثلاثةعقود عن كتابتها واستقبلهاالناس بحفاوة وطبعت في كتاب حول شخصية المرجع الديني آية الله الكرمي0واليك ابياتا منها

لتفخراليوم اهوازعلي المدن ولتمراجفانهامن لوثةالوسن

حوت من المجدمايكفي لرفعتها بين البلادومايبقي مدي الزمن

ولست اقصدفي هذاشوارعها كلا ولاماحوت من شاهق السكن

ولامصانعها او طيب تربتها اوعذب ماءبهايجري من القنن

بل فخراهوازفي دوربهابنيت لنصرةالدين والاحكام والسنن

ياطالب العلم عرج نحوهاوانخ بباب مرجعهاعلامةالزمن

الماجدالكرمي الندب من شهدت بفضله الناس في سروفي علن

النحوكان فقيراحتي اتحفه بتحفة قرنت والدررفي قرن

والفكر كان اسيراحتي اطلقه نتايج الفكرالهادي الي السنن

***************************************************

با تشکر از مرحوم فالح ناصری در گرد آوری شجره بیت ناصر

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:8 توسط قاسم منصور آل کثیر |